البته بالاخره یکی را انتخاب میکنیم. شاید هم برخی این کار را نکنند. در یک لایه بالاتر، این خیلی مهم نیست. حتی نتیجه هم مهم نیست. چیزی است که هر 4 سال یک بار اتفاق میافتد و میرود پی کارش. البته مهم است ولی نه در آن لایهای که منظور من است.
در لایهای که منظور من است، ما همیشه در حال انتخابیم. امروز و فردا هم ندارد. انتخاب بین خیر و شر. و اغلب خوب میدانیم که خیر کدام است و شر کدام. جالب است که خودمان را به آن راه میزنیم و شر را انتخاب میکنیم و خود را عین خیر میپنداریم.
نه! این طور نمیشود. بالاخره یک وقتی باید انتخاب کنی که میخواهی طرف خیر باشی یا شر. خوردن هم از توبره و هم از آخور نمیشود. شاید صاحب توبره دل رحم باشد و تا مدتی اجازهی خوردن از هر دو را بدهد اما این وضع ماندنی نیست. بالاخره باید انتخاب کنی.
و حالا من ماندهام این وسط که انتخاب کنم. خیر را که انتخاب کنم، مقام و پول و شهوت و مردمفریبی را چه کنم؟ آیا هست ارادهای که به من قدرتی دهد تا خیر را انتخاب کنم و پای خیر بمانم؟
راستی! شما کدام سپاه را انتخاب کردهاید؟
