دوستی دلیل خواسته بود بابت قسمت اول مطلب راه کج و این که آیا قبلیها این گونه بودهاند یا نه.
هیچ گلی بیخار نیست. همه اشتباه میکنند و البته کسانی که از نزدیک مرا میشناسند میدانند که در برخورد با اشتباهات آدم سختگیری نیستم. بحث تعداد اشتباهات است و جهل و تفاوت حرف و عمل.
اگر کسی که میخواهد به مشهد برود را در جادهی هراز ببینی میتوانی به او بگویی از سمنان نزدیکتر بود یا از فیروزکوه کمخطرتر است یا این که من جادهی چالوس را ترجیح میدهم. اما اگر به قصد مشهد بیرون آید و او را در اتوبان قم ببینی باید در خیلی چیزها شک کنی. او میتواند بگوید که قصد قم یا اصفهان را دارد و به اتوبان قم برود اما قصد مشهد و اتوبان قم، این چیزی بوده که در این چهار سال ما از آقای رئیسجمهور دیدهایم.
شناخت مکانیزمهای بر هم کنش سیستمهای مختلف اقتصادی، اجتماعی و سیاسی داخلی و خارجی انتظاری است که از یک رئیسجمهور میرود. حتی اگر هم بلد نیست انتظار است بتواند اشخاص صاحب معرفت و نظر را در آن زمینهها تشخیص دهد و از آنها استفاده کند. چیزی که در این چهار سال شاهد آن بودیم استفاده از یک سلیقهی خاص در میان صاحبنظران نبود که بتوان قضیه را به اختلاف سلیقه نسبت داد. ما شاهد این بودیم که زیرآب ابتداییترین اصول علوم مختلف به دست و زبان رئیسجمهور محترم میخورد و صاحبنظران – همه از هر گروهی – سر به فریاد برمیداشتند که این درست نیست.
چیزی که ما شاهد آن بودیم جهل بود. آن هم از نوع مرکب. با وجود احترامی که برای نیت رئیسجمهور قائلم و معتقد نیستم که ایشان نیت سوئی داشته است همان طور که گفتم به هیچ وجه به ایشان رای نمیدهم.
+ نوشته شده توسط مهران محرمیان در جمعه یکم خرداد 1388 و ساعت
18:17 |