تبليغاتX
تنهایی یک دونده ی استقامت

زندگی ما، زندگی جالبی‌یه. بین تراژدی محض و کمدی ناب، دایم داره پیچ و تاب می‌خوره. یعنی یه جور غم‌انگیز، خنده‌داره. یا شایدم یه جور خنده‌دار، غم‌انگیز باشه. چیزی‌ام نیس که وسط‌شو پر کنه. همه‌ی نکبتی‌ام که دچارشیم مال همینه... همین که هیچ‌چی‌مون حد وسط نیست. هیچ‌چی‌مون.

از "کافه پیانو" فرهاد جعفری

+ نوشته شده توسط مهران محرمیان در جمعه بیست و نهم خرداد 1388 و ساعت 16:46 |

 هر کس در مورد هر چیزی هر توجیهی دلش می‌خواهد بیاورد اما در مورد کوی هیچ توجیهی برای این حمله‌ی وحشیانه وجود ندارد. تا باشد که چه کسی به جرم دزدیدن یک ریش‌تراش سه ماه به زندان رود.

 

+ نوشته شده توسط مهران محرمیان در پنجشنبه بیست و هشتم خرداد 1388 و ساعت 20:0 |
فرانسوی ها اصطلاحی دارند که ترجمه ی کلمه به کلمه ی آن می شود:

ضربه به ایالت.

آیا به ایالت ضربه ای وارد شده است؟

+ نوشته شده توسط مهران محرمیان در شنبه بیست و سوم خرداد 1388 و ساعت 11:42 |

این روزها وقتی می‌شنوم چه کسانی اعتراف می‌کنند که دور پیش به احمدی‌نژاد رای دادند بیش‌تر متقاعد می‌شوم که وضعیت این چهار سال گذشته حق ما بوده است.

استدلال‌هایی که می‌شنوم که چرا به رئیس‌جمهور فعلی رای دادند - و البته خوش‌بختانه بیش‌تر این افراد به اشتباه خود معترفند - برای من خیلی جالب است. بگذریم که به نظر می‌رسد موج سبز به راه افتاده و تا الان که 10 ساعت از آغاز رای‌گیری می‌گذرد و وقت تمدید زمان رای‌گیری است نشانه‌‌هایی از فضای مثبت به سمت موسوی وجود دارد. اما فارغ از این هیجان و بیم و امید، جای فکر کردن به این نکته به شدت وجود دارد که استدلال مردم مختلف برای رای دادن به یک نفر بسیار متفاوت است. من از الان به این فکر می‌کنم که در انتخابات گذشته مردم عمدتا برای این که یکی رئیس‌جمهور نشود رفته‌اند و به یکی دیگر رای داده‌اند. واقعا این وضع تا کی می‌تواند ادامه داشته باشد؟

ختم کلام این که لایق هر چه اتفاق می‌افتد هستیم. صبر می‌کنیم ببینیم فردا اسم چه کسی از توی این صندوق‌ها درمی‌آید.

+ نوشته شده توسط مهران محرمیان در جمعه بیست و دوم خرداد 1388 و ساعت 18:4 |

واقعا آزاد بود. بگذریم که یکی کوچکی خود را نشان داد.

این فضایی است که به هیچ وجه نمی‌تواند به عقب برگردد. به یاد داشته باشیم که این اتفاق در دوره‌ی ضرغامی افتاد. با وجود همه‌ی انتقادهایی که به او وارد است حرکت خوبی را شروع کرد و اوج آن امشب بود.

این وضع نمی‌تواند متوقف شود و یا به عقب برگردد. باید پس از این شاهد مناظره‌ی مقام‌های اجرایی با مخالفان در صدا و سیما باشیم و این همان چیزی است که باعث می‌شود مسئولین بیش‌تر مراقب رفتار خود باشند. البته آفت‌هایی هم دارد و خدا کند که قدر بدانیم و تندروی نکنیم.

+ نوشته شده توسط مهران محرمیان در پنجشنبه چهاردهم خرداد 1388 و ساعت 0:14 |

البته بالاخره یکی را انتخاب می‌کنیم. شاید هم برخی این کار را نکنند. در یک لایه بالاتر، این خیلی مهم نیست. حتی نتیجه هم مهم نیست. چیزی است که هر 4 سال یک بار اتفاق می‌افتد و می‌رود پی کارش. البته مهم است ولی نه در آن لایه‌ای که منظور من است.

در لایه‌ای که منظور من است، ما همیشه در حال انتخابیم. امروز و فردا هم ندارد. انتخاب بین خیر و شر. و اغلب خوب می‌دانیم که خیر کدام است و شر کدام. جالب است که خودمان را به آن راه می‌زنیم و شر را انتخاب می‌کنیم و خود را عین خیر می‌پنداریم.

نه! این طور نمی‌شود. بالاخره یک وقتی باید انتخاب کنی که می‌خواهی طرف خیر باشی یا شر. خوردن هم از توبره و هم از آخور نمی‌شود. شاید صاحب توبره دل رحم باشد و تا مدتی اجازه‌ی خوردن از هر دو را بدهد اما این وضع ماندنی نیست. بالاخره باید انتخاب کنی.

و حالا من مانده‌ام این وسط که انتخاب کنم. خیر را که انتخاب کنم، مقام و پول و شهوت و مردم‌فریبی را چه کنم؟ آیا هست اراده‌ای که به من قدرتی دهد تا خیر را انتخاب کنم و پای خیر بمانم؟

راستی! شما کدام سپاه را انتخاب کرده‌اید؟

+ نوشته شده توسط مهران محرمیان در یکشنبه دهم خرداد 1388 و ساعت 21:54 |

چادر برسر، با چهره‌ای که به اندازه‌ی سرعت 120 کیلومتر در ساعت در بیابان دیدم یا ندیدم، آرام و خندان، با مردی که لباس سبز بر تن داشت و دو ستاره‌ی پرمعنی بر هر یک از شانه‌های‌ش سنگینی می‌کرد خوش و بش می‌کرد.

احتمالا زیباترین اتفاق دنیا برای میلیاردمین بار در حال تکرار شدن بود.

+ نوشته شده توسط مهران محرمیان در پنجشنبه هفتم خرداد 1388 و ساعت 11:46 |

با کلمات " کثافت، بیچارگی، گند و خاک سیاه" یک داستان بنویسید.

جواب: "من زنده‌ام، مشکلی ندارم و از زندگی تکراری لذت می‌برم. گند بزند نویسنده‌ای را که بخواهد هر کثافتی را به اسم بیچارگی خلق در روزمرگی من وارد کند و مرا به خاک سیاه نشاند."

+ نوشته شده توسط مهران محرمیان در پنجشنبه هفتم خرداد 1388 و ساعت 11:44 |

شک نکنید که به او رای خواهم داد.

+ نوشته شده توسط مهران محرمیان در پنجشنبه هفتم خرداد 1388 و ساعت 11:41 |

دوستی دلیل خواسته بود بابت قسمت اول مطلب راه کج و این که آیا قبلی‌ها این گونه بوده‌اند یا نه.

هیچ گلی بی‌خار نیست. همه اشتباه می‌کنند و البته کسانی که از نزدیک مرا می‌شناسند می‌دانند که در برخورد با اشتباهات آدم سخت‌گیری نیستم. بحث تعداد اشتباهات است و جهل و تفاوت حرف و عمل.

اگر کسی که می‌خواهد به مشهد برود را در جاده‌ی هراز ببینی می‌توانی به او بگویی از سمنان نزدیک‌تر بود یا از فیروزکوه کم‌خطرتر است یا این که من جاده‌ی چالوس را ترجیح می‌دهم. اما اگر به قصد مشهد بیرون آید و او را در اتوبان قم ببینی باید در خیلی چیزها شک کنی. او می‌تواند بگوید که قصد قم یا اصفهان را دارد و به اتوبان قم برود اما قصد مشهد و اتوبان قم، این چیزی بوده که در این چهار سال ما از آقای رئیس‌جمهور دیده‌ایم.

شناخت مکانیزم‌های بر هم کنش سیستم‌های مختلف اقتصادی، اجتماعی و سیاسی داخلی و خارجی انتظاری است که از یک رئیس‌جمهور می‌رود. حتی اگر هم بلد نیست انتظار است بتواند اشخاص صاحب معرفت و نظر را در آن زمینه‌ها تشخیص دهد و از آن‌ها استفاده کند. چیزی که در این چهار سال شاهد آن بودیم استفاده از یک سلیقه‌ی خاص در میان صاحب‌نظران نبود که بتوان قضیه را به اختلاف سلیقه نسبت داد. ما شاهد این بودیم که زیرآب ابتدایی‌ترین اصول علوم مختلف به دست و زبان رئیس‌جمهور محترم می‌خورد و صاحب‌نظران – همه از هر گروهی – سر به فریاد برمی‌داشتند که این درست نیست.

چیزی که ما شاهد آن بودیم جهل بود. آن هم از نوع مرکب. با وجود احترامی که برای نیت رئیس‌جمهور قائلم و معتقد نیستم که ایشان نیت سوئی داشته است همان طور که گفتم به هیچ وجه به ایشان رای نمی‌دهم.

+ نوشته شده توسط مهران محرمیان در جمعه یکم خرداد 1388 و ساعت 18:17 |