هر سال در آخرین روزهای اسفند در گروه تحقیق و توسعه ی شرکت خدمات انفورماتیک جشن میگیریم. امسال هم بود. دست تمام دوستان درد نکند. عصری به یاد ماندنی بود. از آن نوع که باید باشی و ببینی.
سال ۸۸ مبارک
بسیار تمرین می کنم تا در شب ازدواج دخترانم (۱۰ سال بعد شاید) بتوانم جلوی اشک های خودم را بگیرم. لب گزیدن گمان نکنم کمکی بکند. شاید اگر آن قدر شدید باشد که خون بیاید از لبم. شاید بتوانم. شاید.
پی نوشت: برداشت دوستان به نظرم ناراحتی من در آن شب بود. البته نبود. حسی که توضیح دادنی نیست. حس یک پدر در شب ازدواج دخترانش.
متاسفانه چه بسیارند کسانی که این عبارت را به همین ترتیب می خوانند.
اما آن کس که این عبارت را می شنود ... حتما می داند که با هر کسی باید چگونه چنین و چنان کند.
پشت سر هر مرد موفقی حتما زنی هست،
و رو به روی هر زن ناموفقی، مردی ...
که لابد فکر میکند زنان را چه به موفقیت.
این است واقعیت جامعهی مردسالار ما!
حذف یارانهها ذاتاً کار خوبی است. و از آن جایی که از دولتمردان ما فقط تا حد خاصی میتوان انتظار کفایت و درایت داشت همین اندازه از فهم که این کار باید انجام شود را ارج مینهیم.
البته این که این کار چگونه انجام شود هم مهم است ولی به همان دلیل بالا انتظار زیادی نداریم. من دوست دارم مجلس این لایحه را همراه بودجهی 88 تصویب کند.