تبليغاتX
تنهایی یک دونده ی استقامت

تنهایی یک دونده ی استقامت

یادداشت های مهران محرمیان برای ایران ... و برای ... ایران

در مالزی حجاب داشتن یا نداشتن برای خانم‌ها آزاد است. اما اکثر زنان حجاب دارند و حجاب ایشان علاوه بر استفاده از رنگ‌های شاد و نیز راحت بودن، از لحاظ پوشش کامل است. به سایت این دانشگاه سر بزنید. تعداد زیادی از استادان این دانشگاه خانم هستند و به جز دو نفر بقیه حجاب دارند و حجاب ایشان واقعاً کامل است. تا جایی که من می‌دانم اینان برای استخدام گزینش ندارند و کسی آنان را برای دانستن غسل و کفن مرده سؤال‌پیچ نمی‌کند. به نظرم این مالزیایی‌ها خیلی غیر‌عادی و عجیب هستند!!! برعکس ما.

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هفتم آذر 1386ساعت 21:37  توسط مهران محرمیان  | 

برخورد دانشگاه آزاد با مسایل مختلف برخورد بازاری است. از این جهت دانشگاه آزاد را باید یک بنگاه اقتصادی دانست. البته محصولی که این بنگاه عرضه می‌کند یک محصول فرهنگی است و همین مساله آن را از سایر بنگاه‌های اقتصادی متمایز می‌کند. از دیدگاه اقتصادی با توجه به این که این دانشگاه در یک فضای نیمه‌آزاد اقتصادی و بر اساس عرضه و تقاضا کار می‌کند می‌توان فعالیت آن را تقریبا منصفانه دانست اما از دیدگاه فرهنگی اشکالات عمده‌ای به کیفیت محصولات آن وارد است.

این موضوع که متقاضیان ورودی کارشناسی دانشگاه آزاد به دلیل عبور موج جمعیتی سال‌های اول انقلاب از سن دانشگاه و نیز افزایش بی‌رویه‌ی ظرفیت دانشگاه‌های دولتی به شدت کم شده است تصمیم‌گیران این دانشگاه را بر آن داشته است که ظرفیت دوره‌های تحصیلات تکمیلی و به خصوص کارشناسی ارشد را به شدت افزایش دهند. در واقع ظرفیت‌های چند صد نفری که برای رشته‌های مختلف مهندسی تا کنون وجود داشت رو به تعدیل شدن است و به جای آن ظرفیت‌های صد نفری رشته‌های کارشناسی ارشد ظهور کرده است. این موضوع با توجه به عدم وجود امکانات کافی برای دانش‌جویان کارشناسی ارشد باعث بروز فاجعه‌ای در کیفیت فارغ‌التحصیلان خواهد شد.

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و دوم آذر 1386ساعت 14:17  توسط مهران محرمیان  | 

بارها دیده‌ام اشخاصی از صنف‌ها و سن‌های مختلف گفته‌اند رضاخان و دیکتاتوری او برای ایران خوب بود. یا این که اصولا این مملکت و این مردم یک دیکتاتور مقتدر  (شما بخوانید مستبد) نیاز دارد تا پیش‌رفت کند. من با دیکتاتوری در هر شکل و هر لباسی مخالفم. دیکتاتوری برای حکومت یک مملکت هیچ‌گاه مطلوب نیست و من هیچ‌گاه نمی‌توانم به خوب بودن آن - چه به شکل مصلحتی و یا به هر دلیل دیگری - رای بدهم.

البته این به این معنی نیست که دیکتاتورها لزوما انسان‌های بدی هستند و یا این که هیچ‌گاه به این مملکت خدمت نکرده‌اند. هیچ کس نمی‌تواند سازندگی‌هایی که در زمان رضاخان انجام شد نادیده بگیرد. اما او یک دیکتاتور بود فجایعی که در زمان وی انجام شد مسلما چهره‌ی منفوری از او ساخته است. من با دیکتاتورهایی که صدای فریاد مخالف را برنمی‌تابند مخالفم هر  چند که خدمات بسیاری کرده باشند.

+ نوشته شده در  جمعه شانزدهم آذر 1386ساعت 18:18  توسط مهران محرمیان  | 

خداحافظی کار سختی است. چه رسد به این که با کسی باشد که دوستش داری و سال‌های سال با او انس گرفته‌ای. دکتر شرافت استعفا کرد. مهم نیست که سمت او چه بود اما کسانی که او را از نزدیک می‌شناسند همگی بر این نکته که او مدیری بسیار برجسته و قابل بود اتفاق نظر دارند. این که چه شد که چنین شد هم مهم نیست. مهم این است که دریابیم ایران ما به چنین مدیران و معلمانی بسیار نیاز دارد. باشد تا قدرشان را بدانیم.

من پس از 11 سال کار در شرکت بزرگ‌ترین چیزی که آموختم مدیریت بود و صبوری که اولی را از دکتر شرافت آموختم و دومی را از دکتر رضایی و نیز از زندگی در شازند. دکتر رضایی مدیر R&D شرکت و رئیس مستقیم من است و دکتر شرافت مدیر ایشان بود.

از قدیم گفته‌اند که به کار نباید دل بست. اما من جز با دل نمی‌توانم کار کنم. به قول شمس: "زنهار که جز عشق دگر شغل نگیری". پس جز با دل نمی‌توانم به رئیسم چشم بگویم و وقتی می‌خواهد برود لاجرم این دل من است که فریاد می‌زند هر چند که عقل من را به آرامش دعوت کند و اگر نبود صبوری چگونه می‌شد تحمل کرد؟

+ نوشته شده در  پنجشنبه پانزدهم آذر 1386ساعت 10:48  توسط مهران محرمیان  | 

چیزی که در مورد زبانی به نرمی فرانسه عجیب است استفاده ی فراوان از حرف ق و آن هم به جای ر است. این مورد شاید یکی از معدود اشکالات فرانسه از لحاظ زیبایی آوایی باشد. اما ایتالیایی چنین اشکالی ندارد. استفاده از "ر" مشدد در این زبان محشر است. البته این خصوصیت را اسپانیولی نیز دارد ولی حرف خ در این زبان آن را کمی زمخت کرده است هرچند شاید به اندازه ی "ق" فرانسه توی ذوق نزند. علاوه بر این ها استفاده ی زیاد از حرف "چ" نیز نمک خاصی به زبان ایتالیایی داده است. در هر صورت فکر می کنم درست گفته اند که ایتالیایی زبان اپراست. این زبان واقعا قشنگ است. بعد از این زبان من گوش کردن اسپانیولی و بعد از آن فرانسه را دوست دارم. 

پ.ن: دوست عزیزی در کامنت در مورد آلمانی صحبت کرده اند. آه که این زبان چه قدر زمخت است. دوستی کلمبیایی تعریف می کرد که همسرش آلمانی بوده و مادرش تا مدت ها فکر می کرده که آن ها یکسره دارند با هم دعوا میکنند. می گفت هر چه قسم می خوردم ما فقط داریم با هم حرف می زنیم باور نمی کرد. این است معجزه ی زبان آلمانی. بیچاره ها هر چه انرژی دارند با چهار کلمه حرف زدن از بین می رود.

 پ.ن. ۲: دوست عزیز دیگری امر فرموده اند در مورد فارسی بدون تعصب اظهار نظر کنم. من فکر می کنم نظر من در مورد فارسی با توجه به این که زبان مادری من است و البته نه به خاطر تعصب بلکه به خاطر آن که گوش من به آن عادت کرده نظر صائبی نیست اما فکر کنم که از دید یک خارجی زبان فارسی دل نشین نباشد. استفاده ی مکرر از حروفی مثل خ و ق و تکرار آن ها به صورت مشدد گوش شنونده را آزار می دهد.

+ نوشته شده در  سه شنبه ششم آذر 1386ساعت 16:20  توسط مهران محرمیان  | 

این کلاس در دانشگاه امیرکبیر برگزار می شود. برای اطلاعات بیش تر با ec_courses@yahoo.com تماس بگيريد.

۱/۱۱/۸۶

+ نوشته شده در  پنجشنبه یکم آذر 1386ساعت 22:29  توسط مهران محرمیان  |