تبليغاتX
تنهایی یک دونده ی استقامت

تنهایی یک دونده ی استقامت

یادداشت های مهران محرمیان برای ایران ... و برای ... ایران

عسگراولادی رئیس هیئت منصفه مطبوعات شد/ مردمسالاری مجرم شناخته شد

آيا اين دو جمله با هم تعارضي دارند؟ يا عين هم‌اند؟ يا اگر اولي باشد لاجرم دومي تالي است؟ آيا اين جمله منطقي است؟ كدام منطق؟ آيا اين مطلب من منطقي است؟ كدام منطق؟

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم مهر 1386ساعت 19:24  توسط مهران محرمیان  | 

به نظر شما شه بخش - شرور منطقه ی سیستان - می فهمد ژاپن را با کدام پ می نویسند که برود یک ژاپنی را گروگان بگیرد؟ یا این کار به نفع مردم محروم سیستان و بلوچستان تمام خواهد شد؟

آیا جز پول کلان چیز دیگری برای این کار احمقانه که نتیجه ای جز ناامنی و ناراحتی و معرفی ایران به عنوان یک کشور ناامن نزد خارجی ها ندارد می تواند انگیزه باشد؟

و چه کسی این پول کلان را به شه بخش داده است؟

چه کسی از روابط خوب ایران با کشورهای دیگر و دید خوب خارجی ها به ایران ضرر می بیند؟

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و چهارم مهر 1386ساعت 16:12  توسط مهران محرمیان  | 

آیا در تهران قرارداد تهران چای امضاء خواهد شد؟ خدا نکند.
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و چهارم مهر 1386ساعت 15:55  توسط مهران محرمیان  | 

میلیون‌ها سال است که درختان بر خلاف جاذبه سر راست می‌کنند و به بالا نظر دارند. راهی که موفق‌ترین ایشان در آن بیش از 100 متر نتوانسته است راه بپیماید. و هم‌چنان میلیاردها از ایشان در این راه به راه‌پیمایی مشغول. راستی چه چیزی در آن بالا هست؟

آیا اگر نبود که این راه همان انتهاست چنین چیزی جز به جنون تعبیری داشت؟

 

با سپاس از بیدهای مجنون بوستان بهشتی شازند که این به من آموختند.

+ نوشته شده در  چهارشنبه هجدهم مهر 1386ساعت 21:9  توسط مهران محرمیان  | 

قبلا هم گفته بودم که شیراز از اصفهان به‌تر است. اما این بیت را تا امروز ندیده بودم. حضرت حافظ می‌فرماید:

وصال او ز عمر جاودان به                خداوندا مرا آن ده که آن به

اگر چه زنده‌رود آب حیاتست            ولی شیراز ما از اصفهان به

(بگذریم که حافظ از شیراز بیرون نرفته بود) 

 

+ نوشته شده در  شنبه هفتم مهر 1386ساعت 18:15  توسط مهران محرمیان  | 

آورده اند که از شیخ ما بپرسیدند که دیگران یا همی روند و یا همی آیند و شما هر هفته هم همی روید و هم همی آیید. این چگونه است؟

شیخ ما بگفت که دیگران همی روند که به جایی برسند و آنانی که همی آیند می فهمند که راه را اشتباه همی رفته اند و لاجرم باز همی گردند. اما ما که به جایی نمی خواهیم برسیم. پس می رویم که رفته باشیم و باز می گردیم که باز گشته باشیم. نفس حرکت هدف است و ما برای این که خیلی دور نشویم هنوز نرفته باز می گردیم که اول هر هفته در پای تخت باشیم و آخر آن در شازند. تا دیگران بدانند که در این حضور و غیبت سری است که جز با حرکت حاصل نمی شود.

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهارم مهر 1386ساعت 15:1  توسط مهران محرمیان  |