به گزارش لوموند در کشورهای فقیر فقط 28 درصد از کسانی که ایدز میگیرند تحت درمان قرار میگیرند و بقیه بدون این که حتی برای درمان آنان تلاشی صورت گیرد میمیرند. آمار ایدز در آفریقا و آسیا رو به گسترش و در اروپا و آمریکا رو به کاهش است.
پریروز برای اولین بار در عمرم رنگینکمانی دیدم کاملاً نیمدایره که از زمین شروع میشد و به زمین ختم میشد و دیروز برای اولین بار وقتی میدویدم از درهی رودخانهی کنار جاده پژواک صدای پرندهای (گنجشک بود؟) را شنیدم.
دیروز در آمریکا 39 نفر دانشجوی بیگناه در حملهی یک دانشجو که گفته میشود دوست دخترش ترکش کرده است کشته شدند. تیتر اخبار به این مساله اختصاص یافت. اتفاق بدی بود. من هم خیلی ناراحت شدم.
امروز در عراق 127 نفر فقط در بغداد کشته شدند. هیچ کس حتی نپرسید چرا؟
به قول گلسرخی: یک با یک برابر نیست! اگر یک با یک برابر بود ...
بسیاری از مدیران شبکه به خصوص در شرکتهای بزرگ تلاش میکنند از طریق محدود کردن حجم فایلهای ارسالی از طریق نامهی الکترونیکی و مانند آن از انتقال اطلاعات مهم شرکت به خارج جلوگیری کنند. این راه حل فقط در مواردی مفید است که اولا حجم اطلاعات محرمانه و یا حساس زیاد باشد و نیز درگاههای USB و یا CD/DVD writer در دسترس افراد نباشد. در غیر این صورت فرد میتواند با یک دستگاه حافظه از نوع Flash (قیمت حدود 20000 تومان برای حافظهی یک گیگابایت) اطلاعات زیادی را از شرکت خارج کند.
به گزارش FBI، 44 درصد از حملات شبکه از داخل شرکتها انجام میپذیرد. راه حلی که در بیشتر موارد به ذهن مدیران شبکه میرسد بستن پورتهای USB به صورت فیزیکی و نیز پلمب کردن رایانههای موجود در شبکهی شرکت است. تجربه نشان میدهد اجرای این راه حل در عمل و به خصوص در شرکتهای تخصصی با مشکلات فراوانی همراه است. به تازگی برخی شرکتهای فعال در زمینهی امنیت اطلاعات نرمافزارهایی را برای مونیتور کردن درگاه USB و درایوهای رایانههای موجود در شبکه ارائه کردهاند که از آن میان میتوان به این محصول اشاره کرد. قیمت این محصول برای نصب روی 25 کامپیوتر 600 و برای 500 کامپیوتر حدود 3500 دلار است.
با سپاس از مسعود کلینی
بوش در پاسخ به این سؤال که آیا برای حمله به عراق با پدرش مشورت کرده گفته بود: نه، در این چنین لحظاتی برای نیرو گرفتن به پدرم متوسل نمیشوم، بلکه به آن بالاها رجوع میکنم.
بابا اینها همه وصلاند، بوش وصل است، احمدینژاد وصل است، فقط سؤال این است که پس چرا دارند برای هم شاخ و شانه میکشند؟

معلمها همه جا عزیزند. چه حقوقشان کم باشد چه زیاد. چه زانتیا سوار شوند و چه ژیان. چه خوشتیپ باشند و چه ساده. چه مرد باشند و چه زن. ما با آنها پیش از هر کس دیگری آب بابا کردهایم و تاریخ خواندهایم و معادلات ریاضی و زندگی آموختهایم. انقلاب اسلامی ایران وقتی شروع شد که دانشآموزان و دانشجویان معلمهای خود را دیدند که چند نفر سر کلاس آمدند و به آنان دستبند زدند و بردند. کسی که روبهروی معلمها قرار گیرد دوام نمیآورد. من پیش بچههایم حتی از احمدینژاد هم بد نمیگویم، مبادا آن شوقی که معلم کلاس به او میآموزد که رئیسجمهور ایران عزیز است در تقابل با حرف من قرار گیرد و فرزندم مجبور به انتخاب بین من و معلماش شود.
حالا معلمها را دستگیر میکنند. سر کلاس؟ این کار تخم کینه میکارد. میدانیم چه میکنیم؟
بوش در برابر توصیه به خروج از عراق گفته که وضع موجود را حفظ خواهد کرد حتی اگر فقط لورا و بارنی (همسر و سگ بوش) از او حمایت کنند.
امنیت شغلی در ایران بر خلاف بسیاری از کشورهای پیشرفته در مشاغل دولتی بسیار بالاست. وقتی این واقعیت در کنار بزرگی دولت و این که عملا اقتصاد غیردولتی حضور جدی و قابل اعتنا در ایران ندارد به این وضعیت منجر شده است که میبینیم. بخش عمدهای از کسانی که در کشور مشغول به کار هستند کارشان را با کیفیت پایین انجام میدهند و البته در همان زمان از دیگران شاکی هستند و از کمبود حقوق و ... مینالند و مدیرانشان – حتی اگر بخواهند در برابر این مشکل واکنش نشان دهند- نمیتوانند دست به اقدامی جدی بزنند. به عنوان مثال اخراج یک فرد استخدام رسمی حتی اگر در ساعات حضورش در محل کار فقط و فقط بخوابد تقریبا غیرممکن است!
لوموند پس از اظهارات مقامات فرانسوی مبنی بر احتمال وقوع حملات تروریستی در فرانسه اقدام به برگزاری یک نظرسنجی کرده است و در آن پرسیده که این احتمال بالا به خاطر انتخابات ریاستجمهوری است و یا به علت اعلام موجودیت شاخهی القاعده در مغرب.
جالب است که در این نظرخواهی گزینهای برای کسی که باور به بالا بودن احتمال وقوع حملهی تروریستی ندارد وجود ندارد. ضمنا نتایج نظرسنجی به قرار زیر است:
انتخابات ریاستجمهوری: 40 درصد
شاخهی القاعده در مغرب: 50 درصد
بدون نظر: 10 درصد
پشه در وبلاگش شمارش معکوس عمر دولت احمدینژاد راه انداخته است.
مذاکرهی ایران و آمریکا در مورد عراق از این جهت مهم است که اگر به نتیجهای برای یک همکاری هر چند کوچک برسد، ممکن است به این ادعای مستمر آمریکا مبنی بر پشتیبانی ایران از ناامنی در عراق پایان دهد. نکتهی مهم این جاست که بوش برای حمله به ایران نیاز به مجوز کنگره دارد، مگر این که ایران در جنگ عراق به نحوی درگیر باشد و در این صورت است که بوش میتواند از مجوز قبلی برای حمله به عراق برای حمله به ایران به بهانهی دفاع از سربازان آمریکایی استفاده کند.
خدایا، حالا که این قدر به بندههایت زیاد حال میدهی، لطفا به همه یک اپسیلون بیشتر حال بده. وضع ما خرابه به مولا. قربونت. ممنون.
به گزارش لوموند دیپلماتیک به نقل از این سایت بوش در یک جمع خصوصی در مورد گزارش بیکر-همیلتون که به آمریکا راهی برای خروج آبرومندانه از عراق پیشنهاد کرد گفته بود: پشگل
سلام
نامه ای را از سر گشادش برایت می فرستم. به یاد آن روزها که هر روز عاشق می شدی و عاشق بودی و عاشق زندگی می کردی و عاشق هستی. راستی هنوز هم عاشق هستی دیگر مگر نه؟ هر چه باشد مگر چند تا عباس یک رنگی داریم که مثل ما و خیلی های دیگر در دام بیافتد و عشق را فراموش؟ آدم عباس باشد و یک رنگ، مگر می شود جز عاشقی و عاشق پیشگی بداند؟ به گمانم خیلی وقت پیش شنیدم که داماد شده ای. اگر چنین بوده که مبارک باشد و اگر چنین نشده که [...] در هر حال خوب کردی به ما سر زدی. کاش می شد که چند ثانیه هم که شده پیش ما می آمدی. تا زیر یک سقف بنشینیم و برای ما شعر بخوانی. مثل آن وقت ها که در نقطه می نشستیم و کسانی چیزهایی می خواندند و وسطش گریه شان می گرفت. بگذریم. گذشت. راستی تو شماره تلفن نداری؟
ارادتمند
مهران
آیا قاضی مرتضوی انگلیسیها کارش را خوب انجام داده است؟ 6 نفر از 15 نفر انگلیسی اظهارات خود را در تهران مبنی بر ورود به آبهای ایران را تکذیب کردند. اصلا چرا باید انگلیس قاضی مرتضوی داشته باشد. ما داعیهی حقوق بشر داریم و البته هر سال کمیسیون حقوق بشر ما را محکوم میکند. قاضی مرتضوی هم داریم. آنها داعیهی حقوق بشر دارند، و هر سال رای به محکوم شدن ما در کمیسیون حقوق بشر میدهند و قاضی مرتضوی هم دارند. میشود لطفاً یک نفر بگوید وقتی حقیقت و صداقت برای سیستمی مهم نباشد دموکراسی به چه دردی میخورد؟
منطقهی شازند در یک کاسهی سنگی قرار دارد. بارش زیاد در این منطقه، باعث میشود تا این آب نتواند به لایههای زیرین زمین نفوذ کند و به همین علت این منطقه پر از چشمه است. بیش از 120 چشمه در مناطق مختلف این شهرستان شناسایی شده که برخی فصلی و برخی در تمام سال جاری هستند. البته در این منطقه به چشمه سراب میگویند. از مشهورترین و پرآبترین سرابهای این منطقه میتوان به سراب عباسآباد (داخل شهر)، سراب بلاغی (8 کیلومتری غرب شازند)، دو خواهران (10 کیلومتری جادهی قدیم ازنا)، پنجعلی (20 کیلومتری غرب شازند و نزدیک پل دوآب) و سراب عمارت (25 کیلومتری شرق شازند) اشاره کرد. این چشمهها عمدتا سرچشمههای رود قرهچای هستند که به دریاچهی نمک در قم میریزد. عکس زیر سراب بلاغی را نشان میدهد که یکی از تفرجگاههای اطراف شازند است و در دامنهی کوه بلاغ با ارتفاع 2182 متر و در مجاورت روستاي حك قرار دارد.

نمایندگان مجلس چون رای میخواهند ماندن قیمت بنزین در حد لیتری 80 تومان را که احمدینژاد تقاضا کرد تصویب خواهند کرد. اگر قرار است مردم به خاطر تصمیمی، هر چند درست، عصبانی بشوند چرا ما باید تاوانش را بپردازیم؟
بشار اسد: چشمپزشک از دانشگاه لندن
سید ابراهیم جعفری: نخستوزیر سابق عراق، پزشک عمومی از دانشگاه موصل
سالوادور آلنده: رئیسجمهور شیلی پیش از کودتای آمریکایی پینوشه، پزشک عمومی از دانشگاه شیلی
میشل باشلت: رئیسجمهور فعلی و اولین رئیسجمهور زن در شیلی، جراح، پزشک اطفال و اپیدمیولوژیست
علیاکبر ولایتی: پزشک اطفال از دانشگاه جانهاپکینز
ماهاتیر محمد: پزشک عمومی از دانشگاه کینگ ادوارد سنگاپور
مصطفی معین: فوق تخصص آلرژی از دانشگاه تهران و پزشک اطفال از دانشگاه شیراز
ارنستو چهگوارا: پزشک عمومی از دانشگاه بوئنوس آیرس
ایمن الظواهری: مرد شمارهی دوی القاعده. جراح از دانشگاه قاهره
منبع: هفتهنامهی سپید
من به عنوان یک ایرانی دوست دارم رئیسجمهور کشورم وجههی خوبی داشته باشد. حتی اگر این رئیسجمهور احمدینژاد باشد. امروز پس از مدتها که این مساله تبدیل به عقدهای برای من شده بود بالاخره حرکت هوشمندانهای که دو هفته پیش شروع شده بود به بار نشست و رئیسجمهور در حالی که پیام صلح و دوستی ایرانیان را در سالروز ولادت پیامبر اسلام به مردم جهان میفرستاد ، خبر آزادی ملوانان انگلیسی را اعلام کرد. کاش پس از این نیز رد پای خردمندی و همآهنگی را در کردار ایشان و دستگاه دیپلماسی کشور بیشتر ببینیم.
حالا باید منتظر باشیم این ملوانان فردا که ایران را ترک میکنند و طبیعتاً مانند قهرمانان در لندن از آنان استقبال میشود آیا سخنانی به نفع ایران خواهند گفت و یا جو آنان را خواهد گرفت و باز هم ما را مشتی وحشی خواهند نامید. صبر میکنیم!
به من لطف دارد. من هم خیلی به او ارادت دارم. آشنایی خیلی از ما با او، آشنایی با سه دوست قدیمی است: حمید خطیبی، شهرام ازگلی و جلال حبیبی.
حالا جلال دارد در زوریخ با یکی از غولهای مهندسی کنترل فرصت مطالعاتی خود را میگذراند. او دانشجوی دکترای کنترل دانشگاه تهران است و روی کنترل پیشبین مدل کار میکند. جلال بود که این کنترلکننده را به من معرفی کرد و من برای پژوهش پایاننامهام از همین کنترلکننده استفاده کردم. بگذریم که 10 ماه تمام توی سر خودم میزدم که فرمولهای پیچیدهی این کنترلکننده را بفهمم. اما خوبیاش این بود که موقع دفاع – برعکس دفاع کارشناسی ارشد - کسی به من گیر نداد که چرا پایاننامهات فرمول ندارد.
من با جلال بیشتر گفتوگوهای علمی داشتهام. اما این گفتوگوها این قدر بوده که به سوادش ایمان بیاورم و ممنونش باشم و نیز آن قدر بوده که بفهمم او یک مسلمان واقعی است. کسی که میشود دوستش داشت و به این دوست داشتن افتخار کرد.
مهران افسری عزیز
سلام
مصیبت وارده را به شما و خانواده ی محترم تسلیت عرض می کنم. متاسفانه این رسم دنیاست و دست هیچ یک از ما هم نیست. عزرائیل قبل از آن که سراغ ما بیاید وقت ملاقات نمی گیرد. در این میان فقط ما می مانیم و یک خبر ناگهانی و تنها کاری که می توانیم بکنیم دعا برای آن مرحوم است و این که روحش قرین رحمت باشد و خداوند با بزرگان محشورش کند. البته این که ایشان فرزندی مثل شما دارند که در کار خدمت به خلق خداست و مسلما ثوابی از این بابت به ایشان نیز خواهد رسید و می رسد مایه ی نزول رحمت و مغفرت بر روح آرمیده ی ایشان است و ان شاءالله که چنین باشد.
با تقدیم احترام
[…]: من مدعی هستم که بزرگترین گام به سمت یک دنیای بهتر و صلحآمیزتر هنگامی برداشته شد که استدلالها پشتوانهی شمشیر قرار گرفتند و بعدا حتی در مواردی جایگزین آنها شدند.
این جمله را همه به خاطر داریم: امیدوارم روزی بشر به رشدی برسد که مسلسلها را به قلم تبدیل کند.
راس سوم این مثلث شاید […] باشد. شاگرد اولی و مشاور دومی.
رفتیم سورانه. این روستایی است با چهارهزار نفر جمعیت در 10 کیلومتری شازند. رودخانهی پرآب از وسط روستا میگذرد و امامزاده عبدالله در یک کیلومتری روستا در دامنهی کوه قرار دارد. برای خواندن نماز به امامزاده رفتیم. پر بود از مردم روستا که برای سیزدهبهدر به امامزاده آمده بودند و بساط پیکنیک را در داخل امامزاده پهن کرده بودند. کاش همهی مساجد و تکایا و امامزادهها مامن مردم باشد. (عکس آرامگاه شهیدان سورانه را نشان میدهد.)

پس از آن به روستای عمارت رفتیم. چشمهای بود که رویش یک مسجد بزرگ ساخته بودند. و عکس حضرت ابالفضل العباس در داخل چشمه خودنمایی میکرد. منطقهای بسیار سرسبز و پرآب بود. نماز خواندن در این مسجد و در کنار چشمه باید حالی داشته باشد. ضمنا در مسجد باز بود. مرد و زن با هم به مسجد میآمدند و کسی هم گیر چادر نبود. چنین وضعی را فقط در مسجدالحرام دیده بودم. شاید روزی ...

رفتم و زیر باران بهاری در جاده ی ازنا دویدم. این بود انتهای سیزدهبهدر از نوع شازندی.
پدر: اگر در بخاری شیر بریزیم چه میشود؟
فرزند: بخاری قوی میشود.
زنان ایرانی اگر بخواهند کسی نفهمد در حمام گریه میکنند و وقتی بیرون میآیند میگویند به خاطر کف صابون چشمانم قرمز است.
اگر این چنین شد به خودتان شک کنید مبادا گلی را رنجانده باشید.
شب چهارشنبه سوري، بچهها را برداشتم رفتيم جادهي قديم ازنا در قسمتي كه با خط آهن تلاقي دارد و البته هيچ چراغي هم آن دور و بر نصب نشده است. نتيجه اين كه ستارهها در آسمان بسيار زيبا و درخشانتر از هميشه بودند. من هم شروع كردم براي بچهها توضيح دادن كه اين كه ميبينيد دب اكبر است و دب يعني خرس و قديمها مردم اين نام را گذاشتهاند چون شبيه خرس بوده است.
ناگهان دخترم گفت: آره بابا به دب اكبر، هفت برادران هم ميگفتهاند.
راه برگشت را سينهخيز آمدم.
