که آن را
حتی خود نمی دانم
چه وقت رسوا خواهم شد؟
که آن را
حتی خود نمی دانم
چه وقت رسوا خواهم شد؟
هر دو کاندیدای اصلی در مصر موافق رابطه با ایران هستند. اما عبدالمنعم ابوالفتوح صراحتا گفت که اسرائیل را دشمن می داند و من شک ندارم که این نظر بخش اعظم مردم مصر نیز هست. حالا این که بعد از چند سال و پس از چشیدن تبعات دشمنی با اسرائیل آیا بر سر حرف خود می مانند یا نه را نمی دانم اما برای من مسلم است که همین عبدالمنعم ابوالفتوح رئیس جمهور مصر خواهد بود و این دلیل محکمی است برای این که دموکراسی در خاور میانه دست کم در کوتاه مدت به ضرر آمریکا و اسرائیل است.
من که از همین الان منتظر لغو کمپ دیوید هستم.
در سفری سه روزه رفتیم تهران بومهن دماوند فیروزکوه سمنان روستای اورست چشمه های باداب سورت کیاسر ساری فرح آباد ساری علی آباد آبشار کبودوال آزادشهر گنبد کاووس کلاله روستای گچ سو مقبره ی خالد نبی گنبد آزادشهر رامیان شاهرود سمنان فیروزکوه دماوند تهران جای شما خالی. آن چه گذشت و تعدادی از عکس ها را در این فایل می توانید ببینید.
آقایان من هنوز فکر می کنم عقلانیت نمرده است. اگر به خودتان رحم نمی کنید دست کم به باورهای من رحم کنید. البته لطفا!
توی حلقوم من
بسیار سعی باید
تا چیزی جز دش نام
از حلقومم خارج شود
برای من آرزوی موفقیت نمی کنی؟
به گمانم باز با من شوخی کرده اند. سعی می کنم بخندم.![]()
مورتالیته و جیغ سیاه: شبستان٬ راهرو ۲۵ نشر لوح زرین
ندای درون: شبستان٬ راهرو ۲۸ نشر موج
آقای دانشجو گفته که باید غل و زنجیر از پای استادان ایرانی برداشته شود و باید سقف تعداد ۵ دانشجوی دکترا به ازای هر استاد برداشته شود. وقتی که یک دانشجو وزیر شود البته انتظاری بیش از این نیست. نگاه این جماعت به دانشگاه سال هاست مثل نگاه به بقالی است.
نمی دانم کی
بخشی از روحم را
در قله ی کوهی
نمی دانم کدام کوه
کدام قله
جا گذاشته ام.
شاید وصیت کنم جسدم را
بر قله ی کوهی
به خاک یا به برف
بسپارند
تا دست کم وقتی پودر شدم
روحم کامل شود.
می جنگد با خود٬ با سرباز٬ با فوج فوج دشمنان سرباز
با قلب خود
این است که کارش سخت تر است
و احتمال شکستش بیش تر
و افتخار این نبرد
بر اساس قانون عدالت جنگ
همیشه مال سرباز است.
اگر من لاشخور نبودم چرا شاهین فرار کرد؟
از ملت شریف ایران که عملیات شبیه سازی جبهه های جنگ را به خوبی انجام دادند سپاسگزاری می کنم. به گمانم اگر روزی دشمنی در شب چهارشنبه سوری به کشور حمله کند هیچ کس متوجه نمی شود. ![]()
یوسف٬ ۲۴
۱) دستانش پر بود از کیسه. خیلی کج و به سختی راه می رفت. داشتم می دویدم. خیلی خوب ندیدمش. اصلا وقتی آدم دارد می دود خیلی خوب نمی بیند. شاید این جور وقت ها با پایش بیش تر می بیند تا با چشمش. اما در هر صورت آن مرد پیر بود و داشت به سختی چند کیسه خرید را به منزل می برد.
۲) کنارم نشسته بود. بین دو نماز٬ همان طور که نشسته بود دستانش را تا کنار گوش ها بالا آورد و یواش٬ طوری که انگار با یک نفر که از رگ گردن به او نزدیک تر است صحبت می کند گفت: "دو رکعت نماز برا همسرم می خوانم قربه الی الله". همسرش دیگر نبود. مرده بود و او هنوز دوستش داشت.
۳) حساس بود. زود عصبانی می شد. پیر بود. بچه هایش کجا بودند؟ پیر بود ...
امروز ایمیلی از دکتر هژبری دریافت کردم مبنی بر این که دکتر عطاردی را دستگیر کرده اند. فکر می کنم درجه ی عصبیت سمت آن طرف آبی ها نیز به طرز احمقانه ای بالا رفته و با سمت خودمان دارد مسابقه می دهد. اقدامات مزخرف روزهای گذشته از سمت تندروها واقعا به دور از عقلانیت و در فضایی به شدت ابلهانه گرفته می شود. برای سردمداران دنیا عقل آرزو می کنم.
از مهر تا کنون فقط ۶ بار برای رفتن به محل کار از خودروی شخصی استفاده کرده ام. این طور بود که در هوای مزخرف امسال در روز هوای پاک! دست کم از خودم ناراضی نبودم.